نظر علي الطالقاني

11

كاشف الأسرار ( فارسى )

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مقدّمه در اخلاق است و در آن چند مطلب است . مطلب اوّل در بيان مبدأ و غايت ايجاد وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ 1 ( ذاريات ) و در حديث قدسى معروف كنت كنزا مخفيّا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لكى اعرف . 2 بدان كه چون به ضرورت همهء اديان و مذاهب ظاهر است كه قادر بيچون ، فاعل مختار است و فاعل مختار هر چه كند به مشيّت و اراده و محبّت كند و لا بد او را غايتى در نظر است كه محبوب او است و همين محبت كه به غايت دارد او را فاعل نمود نه چيز ديگر ، پس باعث و علّت ايجاد نيز محبّت و خواستن خدا است مر غايتى را كه بر ايجاد مترتّب است و آن غايت به مضمون آيهء شريفه عبادت است و به مضمون حديث شريف معرفت است و بسيارى همين را پسنديده‌اند و لذا تفسير ليعبدون به ليعرفون نموده‌اند . 3 و لكن تو را شك نماند كه غايت نيز همان محبت است و ذكر عبادت و معرفت از بابت ذكر سبب و لازم ، و ارادهء مسبب و ملزوم است . يعنى خدا مىخواست و دوست مىداشت كه محبوب واقع شود ، پس ايجاد كرد تا او را به حسن و كمال و زيبائى و جمال بشناسند و چون چنين شناختند قهرا محبّ و عاشق او شوند و چون چنين شوند غرض و غايت ايجاد حاصل آيد . برهان اين مطلب بسيار است . از آن جمله اين است كه غايت و حشر و رجوع هر شيء بسوى محبوب او است . خدا فرمود يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ 4 ( بنى اسرائيل ) ،